میلادت مبارک هلیا ی عسلم
فرشته زیبا و دوست داشتنی من هلیای عسلم از روزی که صدای قلبت در وجودم طنین انداز شد، شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت از اون روز تا به امروز و فرداها همه زیبایی های دنیا تلاطم وجود و زیبایی های توست
دختر زیبای من یکسال از میلادت گذشت و اگر چه سخت و پر مشقت اما شیرین خاطره انگیز شیرینی بزرگ شدنت از این جهت لذت بخش تر بود که به قول یکی از دوستان عزیز نی نی وبلاگی می دانیم که دیگر تکرار نشدنی است و این فرق بزرگی است بین بزرگ شدن و رشد کردن بچه اول با بچه دوم .
هلیا ی عزیزم سال گذشته در چنین روزی مطمئن نبودم که بتوانم این رسالت را به درستی پایان ببرم و تو را یک ساله ببینم اگر چه تازه اول راه هستم اما واقعا تمام 365 روز گذشته را منتظر یک ساله شدنت بودم و حس می کردم بیشترین سختی ها تا یک ساله شدنت است و بعد از این کمی راحت تر خواهم بود
دلبند ناز و شیرینم امیدوارم که خیلی زود جشن تولد 2 سالگی و بعد از ان را برایت بگیرم دیشب توی جشن تولدت به خودم قول دادم که هر چند جشن بسیار مختصر اما هر سال برای شما دو تا فرشته جشنی بگیرم تا بزرگ شدنتان یه تلنگری باشد به تمام خسته گی های بزرگ کردن 2 فرشته کوچک
هلیای عسلم تولدت مبارک باشه نازنینم
هلیای شیرینم یک ساله شدنت به معنای واقعی شیرینی این روزهای زندگیم است
هلیای نازنینم امیدوارم همیشه شاد و مسرور و سرحال ببینمت
هلیای حبه نباتم تا بی نهایت دوستت دارم
هلیای قند عسلم خوشبخت و سعادتمند بمونی مادر













میلادت مبارک هلیا ی عسلم 



