الیساجونمالیساجونم16 سالگیت مبارک
هلیا عسلمهلیا عسلم، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

فرشته ها

22 ماهگی هلیا عسل و غیبت 15 روزه

هلیا عسلم 12 اردیبهشت 22 ماهگی را تمام کرد و جهت  اتمام شیر و شیرخوارگی به مدت 10 روز به خانه مامان جون سفر کرده  که البته بعید می دانم که توی این مدت 10 روز بتواند شیر خوردن را فراموش کند چرا که دختر سخت کوش و با پشتکار من قبلا نشون داد که در این زمینه اصلا کوتاه نمی اید. در شهریور ماه که اون عمل جراحی  وحشتناک پیش آمدو به خاطر استفاده زیاد انتی بیوتیک شیرم خشک و  قطع شد  هلیا همچنان به مک زدن سینه مامان ادامه داد و من هم که خیلی از بابت خشک شدن شیرم ناراحت بودم اجازه می دادم که هلیا به همین مک زدن های   الکی دل خوش باشه که حدود 2 ماه بعد از اون عمل جراحی متوجه شدم که هلیا درست مثل سابق از سینه هام  ...
15 ارديبهشت 1394

فیل

دردانه خلاق و سخن پرور خانه ما دیروز موقعی که دارم آشپزی می کنم می پرسه مامان چرا شیر سلطان جنگل هست؟  با اینکه مطمئن نیستم  منظورم را متوجه شود برایش توضیح می دهم چون شیر بزرگ و قوی هست . خیلی سریع می دود  و همه حیوانات هم ازش می ترسند و همه چی تحت سلطه اش هست الیسای من می گوید اما من بیشتر دوست داشتم  فیل سلطان جنگل باشه. منم می پرسم چرا فیل؟ می گوید : چون فیل که از شیر بزرگ تره. فیل ها مهربان هستند تازه با بچه هاشون هم بازی می کنند اونم آب بازی .  تازه غذاشون هم موز هست و حیوان های دیگه را هم نمی خورند در حالی که غرق بوسه اش می کنم با خودم فکر می کنم دخترم نمی داند سلطان بودن با مهربا...
18 فروردين 1394

شرح کاملی از هلیا عسل 18 ماهه

عسل بانوی 18 ماهه خانه ما خیلی توانمند تر از  یک کودک 18 ماه است .  اگر چه من اصلا این توانمندیها و استقلال را دوست ندارم اما نمی دانم چرا هلیا این همه برای بزرگ شدن عجله دارد  شاید نمی داند که همه ادم بزرگ ها حسرت بچگی هاشون را می خورند و چقدر دلشون میخواهد که دوباره برگردند به دوران خوش بچگی .   عسل من از 3 ماهگی که سینه خیز رفت و هر چقدر بالشت دور برش گذاشتم که  سینه خیز نرود نشد که نشد از 10 ماهگی با تعادل عالی راه می رفت و من هر چه سعی کردم در روروک نگهش داره که اینقدر زود راه نرود نشد که نشد . از 15 ماهگی خودش غذا می خوره و موقع غذا خوردن  90% غذاش را می ریزد و من و مربی های مهد هر چقدر سعی کردیم که ...
9 دی 1393

فرهنگ سازی خانواده

در مدت زمانی که کشور ما با مشکل  کاهش جمعیت روبرو شده  تمام مسئولین کشور تمامی هم و غم  خود را روی این مسئله گذاشته و الحق و النصاف  هم خوب موفق شدند  تا رشد جمعیت را افزایش بدهند (این افزایش کمی نرخ رشد جمعیت را دوست عزیزم که کارشناس بهداشت خانواده است با تکیه بر امار های رسمی ذکر کرده ) و همین مسئله نشان می دهد که  کشور ما هم اگر بخواهند خوب می توانند در زمینه فرهنگ سازی اقدام کنند و اگر ما در زمینه های آموزش، بهداشت ، حقوق شهروندی و.... نتوانسته ایم به درستی فرهنگ سازی کنیم  به این دلیل است که همت عالی در این زمینه  وجود نداشته است این ها را نوشتم که بگویم در جهت فرهنگ سازی اهمیت خانواد...
17 آذر 1393

تولد آسمونی الیسای عزیزم

الیسای عزیزم زیباترین ترانه هستی من . شب میلاذت برایم ارمغان زیبایی ها و خوبی هاست . جایی خواندم که تولد هر انسان لبخندی از وجود خداست و برای من تو زیباترین لبخند باشکوه خداوندی فرشته دوست داشتنی  من تولدت بهانه ای شد تا این فصل برگ ریز هزار رنگ  را بیشتر دوست داشته باشیم  زیرا فصل خوشحالی و برکت خداوند سالروز تولد توست . الیسای عزیزم دختر محجوب و مهربان و دوست داشتنی من 4 سال از میلادت گذشت و از امروز 5 ساله خواهی شد .خانوم و مهربان و با محبت امسال برایت جشنی نگرفتیم اما شب تولدت رفتیم شهر بازی خلیج فارس که بهت خیلی خوش گذشت و البته به ما ...
7 آبان 1393

روزگار سختی که گذشت

از نوشتن پست قبلی تا این پست مدت زمان زیادی گذشته  و توی این مدت  من و فرشته ها روزگار سختی را گذروندیم و  توان و انرژی ای برای  آمدن پای اینترنت نداشتیم .  مدت زمان نبودم با بیماری و درمان گذشت  . به علت بی تدبیری پزشکانی که در بخش های اورژانس بیمارستان هایی که من بهشون سر زده بودم ( هم بخش دولتی و هم خصوصی) درد ساده  و درمان راحت آپاندیس تبدیل شد به  پارگی آپاندیس و جمع شدن عفونت در داخل شکم ام و به علت طولانی شدن عدم تشخیص پارگی اون ، آبسه  کلیه و  چسبندگی روده بزرگ و التهاب روده کوچک  ماحصل به قول یکی از دوستان عزیز نی نی وبلاگی" قسم بقراط " پزشکان بی مسئولیت اون دو تا بیما...
22 مهر 1393

نقاشی های الیسایی

از ابتدایی که میشد روی مهارت های الیسا حساب باز کرد (یعنی از 2 سالگی ) و راجع بهشون صحبت کرد  به نظر می آمد که الیسا  در تقاشی کشیدن صاحب مهارتی یا حداقل مهارت در خور توجه ای نباشه اونقدر که مهارت های کلامی اش قوی بود و مخصوصا خواندن را خیلی خوب یاد گرفت و تا الان  هم  نزدیک 40 کلمه را می تونه  بخونه  و حتی گاهی به طور شگفت انگیزی کلمه هایی را که یاد گرفته  در بین جمله ها تشخیص می دهد و در زمینه تشخیص حرف ها حتی  خیلی بهتر  عمل میکنه  مثلا می تونه کلمه نون " ن " را بین کلمه های مامان و ماشین و نان و آرمان تشخیص بده که این ها همه یک کلمه مشترک دارند که همون  " ن " باشه...
29 مرداد 1393

خیلی خوشحالم

این روزها خیلی خیلی خوشحالم چرا؟؟ اول اینکه از روز اول تولد هلیا  عسل منتظر 1 سالگیش بودم و شدیدا معتقد بودم که وقتی هلیا 1 ساله بشه من خیلی راحت می شوم  و حالا که هلیای من 1 سالگی را تمام کرده واقعا احساس راحتی بیشتری می کنم .  دخترکم این روزها بهتر غذا می خوره و لازم نیست با هزار  برنامه ( آهنگ و رقص و بردن در تراس و آگهی های بازرگانی و... ) بهش یه ذره غذا داد و اینکه الان دیگه به راحتی با اون 8 تا دندن مرواریدی  مثل ما غذاهای سفره را می خوره و لازم به تدارک اون همه فرنی و سوپ و کته ویژه نیست . دوم اینکه هلیا عسلم به شرایط مهد عادت کرده و خدا را هزار هزار هزار مرتبه  شکر  انگاری فعلا از تب و اس...
4 مرداد 1393

میلادت مبارک هلیا ی عسلم

فرشته زیبا و دوست داشتنی من  هلیای عسلم  از روزی که صدای قلبت در وجودم طنین انداز شد، شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت از اون روز  تا به امروز  و فرداها  همه  زیبایی های دنیا تلاطم  وجود و زیبایی های توست دختر زیبای  من  یکسال از میلادت گذشت و  اگر چه سخت و  پر مشقت اما شیرین خاطره انگیز شیرینی بزرگ شدنت  از این جهت لذت بخش تر بود که به قول یکی از دوستان عزیز نی نی وبلاگی می دانیم که دیگر تکرار نشدنی است  و این فرق بزرگی است بین بزرگ شدن و رشد کردن بچه اول با بچه دوم  . هلیا ی عزیزم   سال گذشته در چنین روزی مطمئن نبودم که  بتوانم این رسالت را به د...
13 تير 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به فرشته ها می باشد