الیساجونمالیساجونم، تا این لحظه: 16 سال و 1 روز سن داره
هلیا عسلمهلیا عسلم، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

فرشته ها

الیسای عشق اب

ناز بانوی من از وقتی خیلی نی نی بودی علاقه زیادی به اب داشتی از وقتی خیلی کوچولو بودی با حمام هیچ مشکلی نداشتی و کلی هم با اب حال میکردی. این روزها هم یکی از تفریح هات شده این  که می روی و در کمدت را باز میکنی و به حوله حمامت اشاره میکنی و به زور درخواست حمام رفتن داری نزدیک به 30 دقیقه توی اب می مونی و با مرغابی های  و تشت حمام ات کلی صفا میکنی اگر چه این تفریح ات پوستت را بدجوری خشک کرده و دکترت هم تاکید کرده  که نباید مدت طولانی توی حمام باشی اما بابایی بهت این ارفاق را داده که تا آخر تابستان می تونی این تفریح ات را ادامه بدهی به شرطی که بعدش با لوسیون و کرم مرطوب کننده مخالفت نکنی . علاقه ات به اب به روایت تصویر ...
21 مرداد 1391

الیسا و معرفی مشاغل

این الیسا خانومی هست وقتی که نقش مربی مهد را داره و می خواهد  به عروسکش سلام کردن یاد بده اینم الیسا عسل  وقتی که تصمیم داره نماز بخونه الیسا  گلی وقتی که تصمیم به دستفروشی میگیره الیسا در راه ورزش قهرمانی قربونت بشم که تمام تلاشتو می کنی تا با دستای کوچولوت اهرم را پایین بکشی  فدات بشم که روحیه خستگی ناپذیری از الان تو وجودته ...
9 مرداد 1391

بهت افتخار میکنم پرنسس کوچولو

سلام دخملی جونم امشب می خواهم کمی واست بنویسم قرار بود امشب بیدار بمونم و درس بخونم  آخه فردا امتحان دارم اما دیدم درس ها را بلد هستم  اومدم سراغ نت  اما اینقدر سرعتش پایینه ( آخه اخر هفته ها سرعت اینترنت توی کشور ما مورچه ایه )     که نمی شه هیچی را توش سرچ کرد   بنابرابن اومدم سراغ وب شما  نقل و نبات مادری اول بهت مژده بدم که چند روز پیش مربیهای مهد  بهم گفتند که بهت تبریک میگویم از دخملی که داری ، گفتند که الیسا خیلی عاقله، و با معرفت، با همه مربی های مهد سلام میکنه ، توی کلاس هر کاری که مربی هات ازت بخواهند انجام میدهی و اینکه سر غذا خوردن و خوابیدن با شما هیچ مشکلی ندارند&n...
2 مرداد 1391

یک روز باغ با الیسای وروجک

فرشته کوچولوی من  دیروز با خاله فروغ و دایی خشایار و مامان شهناز رفتیم باغ  تقریبا یک سالی میشد باغ نرفته بودیم    کلی واسه اون روز تدارکات دیده بودم  و اماده بودم تا بودن توی اون فضا خستگی جسم  و روحم را برطرف کنه  اما اونقدر که شما شیطونی کردی  و من همش دنبال سرت می دویدم این ور اون ور اصلا نفهمیدم چه طور گذشت    عاشق اب بودی و  همش دنبال این بودی که دست یکی را بگیری و به زور ببریشون  توی آب  خودت هم که از بس باهوشی  ریسک نمی کردی که خودت  تنها بری توی آب حتما یکی باید همراهت می اومد   پرهام و پارسا رو کلی اسیر بازیهای بچگانه ات کرده بودی&n...
17 تير 1391

دخمل نگو بلا بگو

سلام  نفس من  دخملی زیبای من  اومدم تا یه کم از کارهای این روزهات را واست بنویسم   چند وقتی که به قول قدیمی ها "  دم بریده شدی " در پی قولی که داده بودم تا سرت داد نزنم  تصمیم گرفتم تا وقتی کار اشتباهی می کنی  یه چشم قره بهت برم  و یا  لب هام رو گاز بگیرم تا شما دیگه اون کار اشتباه را انجام ندی  اما چه کنم که قانون شرطی سازی کلاسیک  بر این تصمیم من غلبه کرد  حالا هر وقت می خواهی کار اشتباهی انجام بدهی کاری که حدس میزنی اون واکنش مامان را به همراه داره ( سر کیف مامان یا بابا رفتن یا به کفش های جاکفشی دست زدن یا سر کابینت ها رفتن و..)  همینطور که به ما نگا...
12 تير 1391

تقدیم به نفسم

دخملی نازم فرشته من بالاخره کلاس فتو شاپ تمام شد ممنونم که این چند وقت غیبت هامو تحمل کردی   واست چند تا از عکس ها رو طراحی کردم امیدوارم که خوشت بیاد البته خیلی ساده و ابتدایی هستند باید خیلی تمرین کنم تا ماهر بشوم. اینها چند تا برش ساده و چند تا افکت ابتدایی هست. تقدیم به تو   ...
10 تير 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به فرشته ها می باشد